بـــ ـلوغ کـــ ـال

اینجا اتاق منه ، فقط قرطی بازی ممنوعه! :) همین!

 

 

مای نی‌یو وبلاگ :]

دبلیو دبلیو دبلیو دات مـ ــ ـرمـ ــ ـری (با چارتا آی) دات پرشین بلاگ جان دات آی آر

 

* وبلاگ جدید اینجانب هستش!! :ی

فوش نده ، ابتدا تشریف بیار، بهدشم زود برو لینکمو تو وبت عوض کن ;) آباریکلا


 

وبلاگ‌نویسی با حفظ حریم شخصی :)

ب دلایلی نامعلوم (شایدم معلوم برای شخص خودم) تا زمانی نامعلوم‌تر ، این وبلاگ بصورت رمزی آپ خواهد شد! :)

البته رمز بهتون میدما!! ;)

و البته تا زمانی خیلی نامعلوم‌تر این وبلاگ اصن آپ نخواهد شد! این زمان ممکنه همین فردا باشه، ی هفته دیگه، شایدم یک ماه دیگه و الخ...

+ ی عذرخواهیِ بزرگ از گروه کوچه پس کوچه‌های کاغذی ب خاطر غیبت در پست مشترک این هفته، و یحتمل غیبت در سرویس ویژه نامه زینب عزیزم!

بد نیس خاطرنشان کنم ک این غیبت کاملن موجه بود، چون ب شدت امتحان داشتم و دارم و خواهم داشت! و منم ک اصن میدونین دیگه... کُشتم خودمو از بس درس میخونم! :دی

شاد و پیروز و موفق و ازین‌جور صوبتا باشین تا من میام!! :)


 

نیمروی خوشگلم آرزوست

آقای پدر صُب نوبت آزمایش خون داشت، شام نمیتونست بخوره! ینی نباید میخورد!

خانومه مادر هم مریض شده، توانایی شام پزیدن نداشت!! ینی کلن مامانم از وقتی این حقیر رو بدنیا آورده، بعضی وقتا کمردردهای شدید در حد سنگسار میاد سراغش! :(

نتیجه میگیریم ک من باید وا3 خودم و مادر شام میپزیدم! :)

اصولن و اساسن با نیمرو پزیدن مشکل دارم! بلد نیستم کلن! همیشه زیرش میسوزه، روش خام می‌مونه! بعد من خیلی خوشال هَمِش میزنم، قسمت‌های خام و سوخته باهم قاطی میشه، میذارم سفت میشه، میشه نیمرو! :)

بعد کلن غذای دیگه‌ای هم بلد نیسم دُرُس کنم! ینی بلــــدم....بلفطره‌س ، هنوز بلفعل نشده! :دی

ی اخلاق گندی‌ام دارم وختی غذا میپزم، همه باید خیلی تشکر کنن! چون کلن اصاب مصاب ندارم، اگه کسی ایراد بگیره یا حتا حرف مَمولی بزنه میپیچم ب پَروپاچه‌ش!!

حالا فرض کن با اون وعض نیمرو، اصاب مصاب یُخدو، مامان مریض، باباام همینطور... رفتم نیمرو رو با ماهیتابه گذاشتم وسط سفره، نمکدونو برداشتم همینطور بی اصاب نمک میپاشم... بهدشم ی لیمو قاچ کردم آب گرفتم روش، نیمروئه شناور شد تو آبلیمو!! :))

فی مابین بابام میگه: بسه...بسسه... بسسسسسه... اینهمه نمک میریزی ک چی؟؟؟ از کدوم روغن ریختی؟؟؟ نیمروت چرا اینقد سفت شده؟؟؟ چرا اینقد بیریخت شده؟؟؟ همش زدی؟؟؟ و الخ...

منم ک :|

مامانم مظلومانه نیمروئو خورد،... آخرشم چون اصولن عادت دارم از مامان تشکر کنم گفتم مامی دستت درد نکنه! خیلی ملو لبخند زد گف دستت خودت درد نکنه عزیزم :) و ماچم کرد!! راضیم از مامانم :* خیلی مِـــربونه

عح عح ،، نیمرو اگه اینقد شُل و وِل باشه من حس میکنم دارم نطفه جوجه میخورم! :|


 

ی روز خوب میاد :)

صُب ک از خاب پاشیده شدم، گفتم ببین ماری این همون ی روز خوبه ک بلئخره میخاد بیاد!! (عمت بی سواده،می‌دونم بالاخره هس نع بلئخره!خواب نع خاب، یا میخواد نع میخاد!! اصن تورو سَنه نَه؟؟ :دی)

با دلی خجسته و روانی شاد رفتیم یونی!! مهسا و لیلا رو تو اتوبوس یونی دیدم،! خندیدیم!:)) چون تقریبن نیم ساعت از کلاس تربیت بدنی گذشته بود و ما مث این خوشحالا تازه تو اتوبوس بودیم!! و ب 50تا پروانه‌ی جریمه دیر رسیدن فک میکردیم!!

2کورس اتوبوس عوض کردیم و جلوی دانشکده فنی پیاده شدیم!! بارونه ملویی میومد! با پیاده شدنه ما ، ینی دقیقن همین ک پامون رسید ب زمین، بارون تبدیل ب تگرگ شد!! :)

ی نیگا ب مهسا انداختم، گف بدوییم؟؟ گفتم آره!! چادرامونو زدیم زیر بغل و بدیو بدیو ، شلپ شلپ کنان زیر بارون و تگرگ تا سالن ورزش خندیدیمو خیس و لهیده شدیم!! :)

  ی چی تو این مایه‌ها مثلن! البته باحجابش آ :دی

کلن این روزا آدم اکتیوی شدم، ی هفته‌س با گلی کلاس ایروبیک میریم! و خوشالم مثلن :) با روحیه مضاعف! از گـ...ادی بیرون اومدم! کلاسای رانندگی‌ام (با شرمندگی تمام از وقفه طولانی) پیگیر شدم و الان در مرحله امتحان دادن و این صوبتام! :)

 :)

 

+ روز معلمُ با این عکس مبارک میداریم :)

بعد اونوخ اگه بفهمم این آخونده پشت عکس چیکا میکنه خعلی خوب میشه!! :دی


 

شستشوی مغزی

 

از بس دروغ و سخنان صد تا یک غاز به خورد مغز بیچاره ام داده اند، طفلی بیمار و ناتوان شده است.پزشکان همگی از او قطع امید نموده اند و جمله ی دوستان و آشنایان دست به دامان پروردگار عالم برده اند و دامان آن بی نوا را رها نخواهند کرد تا زمانی که شفای این مغز معیوب را از خود بزرگوارش بستانند. امّا مگر شدنی است؟

 

 

همین عنوان را در کوچه های بغلی بخوانید:

چه صبری دارد خدا (سجاد رامشت) - وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی) - یادداشت های اتفاقیه (یوسف شیروانیان) - بوی باران عطر خاک (باران سادات) - پرسه خیال (رضوان پری) - میثاق ( زینب حیدری) - انتهای بیراهه (ف@طمه)- حرف های نزدیک ( mEmol )- ترخون (مهدی زرین قلم)- پنجره ( محمد رضا) - - جنوبی ترین نقطه (ساحل نشین) - طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) - بی تو با تو بودن ( سحر، طه ) - هجوم سایه ها (یکی از بستگان خدا)- مینی تاک (هانیه) - روزهای یک من (فاطمه) - آرامش سفید (مریم) - دیوانه ای که عاقل بود( محمد مهدی) - ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) - سین عین طا - جشن بارون (نسرین ) - روزهای من ( یک بنده ی خدا ) - روزگــــ شل.غم ـــــار(محمد) - پسر خاک ( ساجد ) - نامه ها (امید حق گویان ) - ما که رفتیم (محمد ) - ملکه نیمه شرقی- .:ساعت 25:. مهدآبی (مهدی صادقی) - بوی باران یاد تو (میثم) - سردار


ادامه مطلب
 

خوب میشم ینی؟؟؟

سرظهر خسته و لهیده از یونی ب طرف خونه سرازیر شدم!!

کلید داشتم ،، ولی حال نداشتم!!

زنگ زدم...... زنگ زدم..... زنگ زدم..... هیشکی خونه نبود!!

کلید داشتم ،، ولی خیلی حال نداشتم!!

زنگ همسایه رو زدم..... زنگ زدم..... زنگ زدم!!! باز کردن!! رفتم بالا!!

رسیدم بالا، زن همسایه سرشو آورد بیرون ،، سلاملیک و اینا!! گف: مارال خانوم اگه مامان اینا خونه نیستن بیا اینجا!!

گفتم: نع مرسی کلید دارم!! :|

:|

میدونم، میخاس بگه: بدبخت ِ افسرده‌ی مردم آزار.... :|

درو بست، رف خونشون!!

مرسی ک فحش نداد!! راضیم ازش :)


 

فالوو می آن توییتر جان! :دی

آیا میدانید زیر لینکدونیه من نبشته شده:

follow me on twitter

؟؟؟

:)


 

ازدباج کنین!! منم دعوت کنین :)

مشاهده یادداشت خصوصی



ادامه مطلب
 

خواهرِ عروس :)

اینقد استرس و درگیری ذهنی دارم ک اصن نمیتونم ب بلاگم و عبض کردنش فک کنم حتا!!

علی الحساب شما اینجا رو بلوغ کال فرض کنید و منم همون مـ ــ ـرمـ ــ ـری میباشم!! :)

+ گلی داره عروس میشه (عروس ک بود، میخوان عروسی بگیرن) ، 22 فروردینم جشنشونه! و اینجانب تا 22وم ب شدت کمرنگ می باشم!!

یحتمل کمرنگ شدنم فقط در بلاگم محسوس میباشه! و شما همچنان میتونید منو در توییتر بخونید!! اما از اونجایی ک اراجیف مینویسم، رووم نمیشه لینکشو بهتون بدم!! :دی

الان تنها درگیری ذهنیم اینه ک: " حالا من چی بپوشم؟؟"  :دی

کلی روو افکار عمومیِ جَو خونه کار کردم ک برم مزون یه لباس خوجل موجل دُرس کنم!! یکی یدونه خواهر عروسم مثلن..!! :دی

پیش آ پیش ، 12 فروردین روز جمهوری اسلامی ام تبریک میگم!! :دی

13 ب در خوچ بگذره..!! اگه من وقت نکردم یه سبزه ناقابلم وا3 من گره بزنین! اجر دنیوی و اخری داره ب مولا!! :دی

بــــــــــــــــــــای تا هـــــــــــــــــــــای :)

 


 

شب عید

مشاهده یادداشت خصوصی


 
مـ ــ ـرمـ ــ ـری

هیچ تجربه ای برای یک آفتابگردان تلخ تر از هرزگی آفتاب نیست! خسته ام از روزهایی که به دنبال خورشیدی که نبود در سر به هوایی گذشت... تو به من بگو چه کنم!!؟ بگو به کدام خورشید بپیوندم تا مزرعه ی آفتابگردان، دیگر به فریب رقص باد تن در ندهد!؟
bolughekaal@gmail.com

 

صفحات وبلاگ

 

مطالب اخير

مای نی‌یو وبلاگ :]

وبلاگ‌نویسی با حفظ حریم شخصی :)

نیمروی خوشگلم آرزوست

ی روز خوب میاد :)

شستشوی مغزی

خوب میشم ینی؟؟؟

فالوو می آن توییتر جان! :دی

ازدباج کنین!! منم دعوت کنین :)

خواهرِ عروس :)

شب عید

 

آرشيو مطالب

صفحه نخست

مهر ٩٠

اردیبهشت ٩٠

فروردین ٩٠

اسفند ۸٩

بهمن ۸٩

دی ۸٩

 
 

دوستان

بانک قالب های فارسی وب

قالب وبلاگ

!رز صورتی با قطره های شبنم با طعم گیلاس!

یادداشت های یک عدد نابغه آی کیو دو رقمی

خونه ی شکلاتی با دودکش پاپیونی ......

Daily of Mr.zip & Mrs.zigzag

√ Daily Miss AleF & Mr MiM

بودن با نبودن، مسئله این است!

خدایـــــ ـــــ ـــــــا تمـــــاشا کـــن

یه نیمچه نرم افزاری تو مازندران

وب نوشت های یک انتروپوید!

حـکــــایــــت هـــــای الهـــــام

غرغرای یک وکیل نیمه دیوانه

وانمود کن مرا نمی بینی...

یادداشت های رهـــــــا بانو

من و مغز ِ کج و معوج َم !!!

انجمن توالت شویان جوان

طنز تلخ، قهوه ی اسپرسو

خانومه طـــــ و لـــ ا نــــ ی

صــــــدای احســـــاس من

وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً

یه آشغال غیرقابل بازیافت

daily of miss oooooom

دنیای تلخ و شیرین من

گیلاس خانومی هستم

وقتی دلم تنگ می شود

مثل باران،ناجی باش...

دخترکی آلوده ی پاییز

یادداشت های رها بانو

آفتاب پرست یکرنگ

نفس های بی هدف

پشت دریـــــــاهــــا

نابغه ی اسطثناعی

یادداشت های غار

زاپاتا یک مرغ مقلد

حرفایه دله 1 دختر

ستاره و خاطراتش

هزار و نهصد و نود

یک خانوم پرنیان...

اون یکی نیمه من

چه صبری دارد خدا

آفتابه ای در مشت

Tequila 4 Manzar

حرفای صورتی...

دخترِ پاستیــــلی

سطرهای سپید

من و آقا خروسه

شــــ کـــ لا ت

در پی هر گریه

جوجوک خانوم

پونزده سانتی

پونزده سانتی

★ میثمک ★

ماهی تنگ بلور

پشت دریاها

کوآلا کوچولو

انتهای بیراهه

خانوم کوچولو

Miss Mo0n

شال گردن

راه بارون

جوگیریات

ho0orayi

نسکافه

آراميس

دُمپایی

میثاق

 

امکانات جانبی

RSS 2.0



Follow bolughekaal on Twitter